تبلیغات در ارم بلاگ

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» لهجه و گویش شیرازی اصیل

لهجه و گویش شیرازی اصیل

گویش شیرازی را بهتر بشناسیم


شیراز یکی از شهرهایی است که به علت لطافت طبع و نکته سنجی ضرب المثل، کنایه و استعاره در محاوره بین افراد به وفور دیده می‌شود و همین عوامل هستند که لفظ را شیرین و شنونده را بیزار نمی کند.


گاه انسان پیرمرد و پیرزنانی را می بیند که دلش می خواهد ساعت‌ها پای صحبت آنان بنشیند و از دریای مثل‌ها و متل‌های آنان استفاده کند و خسته هم نشود.


معرفی لهجه شیرازی


شیرازی میانه

شیرازی پودنکی

شیرازی قصردشتی


در شیراز هنوز مردم محله‌های قدیمی‌تر بیشتر به لهجه شیرازی سخن می‌گویند تا بقیه مردم مثلا لهجه کسبه و اهالی دروازه سعدی، لب آب، دروازه قصاب‌خانه، دروازه شاه داعی الله تفاوت آشکار با لهجه اهالی و کسبه نقاط دیگر شهر دارد. 


تاریخچه لهجه های شیرازی

از زمان آل بویه تا دوره قاجار فقط یک گونه لهجه شیرازی وجود داشته که هم اکنون به نام شیرازی اصیل شناخته می‌شود.


در شیراز به شیرازی میانه می‌گویند شیرازی، به شیرازی پودنکی می‌گویند شیرازی غلیظ و به شیرازی قصردشتی می‌گویند شیرازی شهری.


با اینکه تمامی لهجه‌های شیرازی از یک لهجه یعنی لهجه اصیل سرچشمه می‌گیرند، اما اصلاحاتی که در لهجه‌های منشعب وجود دارد گاهی باعث می‌شود که این تصور حاصل شود که این لهجه‌ها از ریشه با هم متفاوتند.



علت تفاوت لهجه های شیرازی


علت اصلی این تفاوت بر می‌گردد به ساختار جمعیتی شیراز.


در شیرازی عامیانه به علت اینکه ارتباط با دیگر نقاط بیشتر بوده، خیلی از واژه‌های انگلیسی یا عربی به آن وارد شده.


مثلا ببه. به معنی عزیزم، فرزندم، جیگر، از واژه Babe گرفته شده‌است. ببه از ببو به معنی‌ بی‌تجربه گرفته شده است.)


گفته می شود که سی به معنای ببین از واژه See انگلیسی گرفته شده اما به شهادت بسیاری از متون ادبی، مثل تعداد زیادی از اشعار حافظ و سعدی در قرون شش و هشت هجری، ریشه عبارت سی، عبارت ،سیل، و یا سیر و به معنی نظر کردن و منظره دیدن و گشتن و سفر کردن است و ارتباط بین واژه، سی با see انگلیسی بیشتر جنبه دارای تشابه لفظی است و اصالت آن در هیچ جا و هیچ سندی دیده نمی شود.


از این گذشته واژه سی به معنای دیدن در لهجه هراتی امروزی با تلفظ و معنای یکسان سی کو و سیل کو وجود دارد.


در لهجه کابلی نیز فعل دیدن بصورت سیل داشتن استفاده می شود. هنوز هم بسیاری از سالمندان شیرازی از عبارت سیل به جای سی استفاده می کنند .


و مشهود ترین آن عبارت سیل کن، سیل کن به معنی نگاه کن نگاه کن است که عبارتی اخباری همراه با هشدار و تعجب است.


که در سایر گویشها به عبارت سی کن سی کن و یا س کن س کن در آمده است.


اما برعکس به علت مهاجرت عده‌ای از کلواری‌ها به پودنک. کسانی که خود را ارادتمند کلوار نبی


یکی از پیامبران ایران باستان و فرزندان حاج الیاس می‌دانند، و تنها کسانی هم هستند که هم اکنون در ایران به همان زبان اصیل فارسی ،زبان به کاربرده شده در شاهنامه گویشی شبیه به اهالی سیوند صحبت می‌کنند.


باعث شده تا در لهجه شیرازی پودنکی واژه غریبی وجود نداشته باشد.

در لهجه شیرازی قصردشتی به علت بسته بودن منطقه و عدم وجود روابط و مهاجرت.

واژه‌های جدیدی تولید شده. که هیچ ریشه‌ای در جایی ندارند. که بسیاری از آن واژه‌ها این روزها رونق کوچه و بازار شیراز است.



نقش عرفا و فلاسفه در لهجه شیرازی


نقش حافظ. سعدی در لهجه شیرازی پودنکی بسیار مشهود است.

نقش ملاصدرا در تمامی لهجه های شیرازی بسیار مشهود است.

قربان وجودت اصطلاحی است که در تمامی لهجه‌های شیرازی استفاده می‌شود. بیانگر جا افتادگی فلسفه وجودی ملاصدرا در شیرازاست.

یا در جایی نقش عرفائی مثل عبدالله خفیف یا خیلی از عرفای شیرازی در لهجه شیرازی میانه مشهود است.



تفاوت ها در لهجه های مختلف شیرازی

مهم ترین ویژگی لهجه شیرازی اضافه کردن و به‌دنبال نام‌هاست که به عنوان حرف تعریف معرفه بکار می‌رود و نقش آن همانند the در زبان انگلیسی و الـ در زبان عربی است. مانند ،کتابو به معنی کتابی که می‌شناسیم و یا دخترو به معنی دختری که می‌شناسیم.


به همین دلیل برای اشیا یا اشخاص واحد این موضوع کاربرد ندارد،چنانکه اصطلاح حافظو ،یا ،سعدیو یا ،فلکه گازو، که برخی به مزاح مطرح می کنند، را شیرازیان هیچگاه به کار نمی برند.


البته استثنئاتی نیز در این خصوص وجود دارد، همانند سمنو، که در شیراز بویژه در میان افراد مسن و سالمند، سمنی ،تلفظ می‌شود.


علت آن این است که،و،که به آخر اسامی اضافه می شود درواقع برای مصغر شدن کلمه است و چون به اعتقاد مردم شیراز سمنو ،سمنی،مهر فاطمه زهرا می باشد،استثنائا به این کلمه ،و،اضافه نمی کنند و به آن سمنی گفته می شود.



تفاوت با زبان رسمی

تفاوت اصطلاحات در لهجه های مختلف شیرازی


جمله پرسشی

جمله ، برای چه چیزی

شیرازی میانه، بری چی چی، Barey chi chi

شیرازی پودنکی ،سی چی چی ، Si chi chi

شیرازی قصردشتی،بری چی ، Vase chi

شیرازی میرزایی‌ها،کاکا بری چیو ، Kaka vase chiu

کلمه

کلمه ،ببین.

عمومی: بیبین Bibin

میانه: سیکو Seyko

پودنکی: هیکو ،یا،هکو Heyko - Heko

قصردشتی،نیگا Niga


جمله

نوع بیان یک جمله عادی


جمله ،خودش آمد و به من گفت دوستت دارم.

میانه، خودش اومد بم گف دوست دارم. Khodesh umad bem gof duset daram

پودنکی: خودیش اوم،امو گو دوست داروم. Khodish ume amo go duset darom

قصردشتی: خودیش اومه بهم گف دوست دارم. Khodish umad az man goft duset darom


نوع بیان یک جمله اشاره‌ای


جمله ، نانوایی کجاست،یا نانوایی ها کجایند

میانه، نونویی کجان،Nunvoyi kojan

پودنکی، نون وی کوجونه

قصردشتی، ای ورا نون ویی کجان،i vara Nunvoyi kojan


فعل

نوع بیان فعل


فعل، بود. هست. رفت

میانه ، بود. هس. رفت

پودنکی ،بود.ه.ر

قصردشتی، بود.هس.رفت


واژه نامه

با وجودی که گویش شیرازی پیوسته رنگ زبان رسمی مملکت رابه خود می‌گیرد، هنوز هم این لهجه با لهجه رسمی تفاوت‌هایی دارد.


و هنوز هم پاره‌ای واژه‌ها، اصطلاحات و ترکیب‌هایی در این لهجه به گوش می‌رسد که برای غیر شیرازی بیگانه‌است.


بسیاری از واژه‌هایی که در گویش شیرازی کاربرد دارند، دقیقا با همان تلفظ و معنی معمول در شیراز در فرهنگ‌های معتبر ضبط شده‌است و نشانه درستی این گونه واژه هاست .


در لهجه شیرازی تکیه بر حسب نوع کلمه روی هجاهای فارسی مختلف است یعنی با تغییر محلی تکیه معنا تغییر می‌کند.


البته این موضوع خاص لهجه شیرازی نیست و زبان فارسی را شامل می‌شود برای مثال ، آقو با a کوتاه به معنی پدر و آقو باaa کشیده به معنای آخوند یا یک سید است.

اصل کلی و عمومی در این گویش تلفظ هر چه ساده تر کلمات است به نحوی که عادت زبانی شیرازی‌ها ایجاب می‌کند.


بنابراین اگر ما تمام اسامی، افعال، قیود و،این لهجه را بررسی کنیم، می‌بینیم ضمن این که درهر یک از این مقوله‌ها ساختار ثابتی دنبال می‌شود، هر جا عادت زبانی شیرازی‌ها ایجاب کرده، از آن ساختار ثابت عدول شده‌است.


برای مثال اغلب کلماتی که در فارسی رسمی به مصوت بلند a = ا ختم می‌شوند در گویش شیرازی به مصوت کوتاه o= ـُ ختم می‌شوند مانند با . بو، بالا ،بالو، بابا بابو، حالا ، حالو، کاکا، کاکو


اُو، برای معرفه

تمام کلمات مذکور چه به تنهایی و چه درترکیب با سایر کلمات این تغییر رادارند، اما کلماتی مانند پا، شفا با آنکه به مصوت بلند، a ، ختم می‌شوند به تنهایی تغییر را نمی‌پذیرند و فقط در ترکیب با سایر کلمات مصوت بلند پایانیشان تبدیل به مصوت کوتاه ،o، می‌شوند.


مثلا ، شفا اگر موصوف یا مضاف واقع شود می‌شود شفُ.

مصوت بلند ،u،او ،در آخر کلمه به عنوان معرفه ساز به کار می‌رود. ، مداد ، مدادو ،کتاب ، کتابو ، گاو،گاوو.


همین مصوت معرفه ساز در کلماتی که به ها بیان حرکت ها، غیر ملفوظ ، ختم می‌شوند.

پس از حذف مصوت کوتاه e، -ِ ،در آخر کلمه به ،ow،تبدیل می‌شود.


نامه ، نامو ،شیشه ،شیشو ، خونه،خونو،شونه ،شونو، در مورد صرف افعال، پیروی از دستور زبان رسمی معمول است و بازهم هر جا عادت زبانی شیرازی ایجاب کرده، صامت یا مصوتی دگرگون شده‌است .


بشکن ، بوشکون ، می‌جویم ،می‌جورم ، ضمیرهای اشاره این و آن درگویش شیرازی به ای و او ،و جمع آن ها به اینا و اونا تغییر پیدا می‌کند .


ضمایر مفعولی مرا من، ترا ،تر، ما را ،مارها در آخر کلمه بعد از الف در لهجه شیرازی از تلفظ ساقط می‌شوند،چاه چا، روباه ، روبا،شاه ، شا،ماه ، ما،تمساح ، تمسا،b = ب، در آخر بعضی کلمات دو حرفه در گویش شیرازی تبدیل به ،ow، می‌شود.


آب ،او ،تب ،تو ،لب ، لو در تعدادی از کلمات که وسط آن ها الف است موقع تلفظ الف تبدیل به واو می‌شود،ارزان ارزون، تکان ، تکون،جان ، جون.


فعل کردن

درگویش شیرازی فعل کردن kardan با کسره گفته می شود kerdan، این فعل در گویش یزدی هم، همانند شیراز است.

این فعل با کسره از کلمه کردار،مشتق شده است.



نمونه شعر

آرمه ،ویار


ال بوخارا ،آلو بخارا


آمخته ،عادت کرده


اراض کردن ،هول کردن


باد کردن ،تکبر به خرج دادن


ببه ،محبوب، عزیز، معمولا برای فرزند گفته می شود


بُقُرنه ،حلقوم، پالون سُویده حیله گر و مکار


تاتی کردن، راه رفتن ابتدایی بچه ها


جار، بانگ و فریاد


جَر ،دعوا و کشمکش


چَپَری ،فوری،سریع


چیاکشی ،اسباب کشی


هسین ،گلدان سفالی


حال اومدن ،چاق شدن


خاکشیر مزاج ،با همه کس سازگاری دارد


خزوک ،سوسک به طور عام هر نوع سوسک، مثلا سوسک حمام کدو نامیده میشود و یا خرچسانه خزوک چسو گفته می شود.


کل پوک، مارمولک


ریشمیز ،موریانه


دولک ،دوست دختر ، زید


داچی ،داداش


دُب ،لجباز


رِچ ،ردیف


رنج، کوچک


زلیبی ،زولبیا


زِنِش ،جربزه، جوهر


سُپ ،گونه


سرقدم رفتن، اسهال داشتن


شافتک ،سوت


شِوِر ،شل و ول


صبو صب ،صبح فردا


گاه ،زود


ضَفت کردن ، پنوم ،پنهان کردن


طیفه ،طایفه


عزّوجز ،التماس


عزیز تِرانی،بچه لوس و ننر و یکی یکدانه


غول ،جای گود،برای چاه، استخر و حوض یا آبگیر به کار می رود.


غنچه دوسی ،لقب برای زنان نزدیک است، مثلا خواهر شوهری که ازدواج نکرده است، همچنین کلماتی مانند بهار دوسی، گل دوسی، یاسمن دوسی، خانم دوسی نیز در گذشته بسیار شنیده می شد.


فَلّی ،فله ای، بی نظم، درهم


فند زدن ،فن زدن، شعبده بازی


قاپ قمارخونه،کنایه از آدم همه فن حریف


قُرتِراق ،رعد، تندر،


کَپه،نیمه، نصفه


تشه برق ،آذرخش، برق


کُترم ،در خود فرو رفته، ناراحت


گاسَم ،شاید


گِل غلته، روی زمین غلتیدن


لُبَّک ،بسیار چاق، تپل


لِبدی ،دست و پا چلفتی ، بد لباس، بدترکیب و بی بندوبار

لنده نق زدن.


مُچنه ،مچاله


مُنج ،به اندازه یک مشت


نغّه ،گریه بهانه جویانه کودکان


ناکو ،بد قلق


وادنگ اومدن ،دبه کردن


واگوشک ،لغز، چیستان، معما


هاتون، هاتون دیر، دیر، به ندرت


هولی حمالی ،الاکلنگ


یی دری ،مستراح


یتیم غوره ،گدا گشنه و بی کس و کار


الکی خوشال ، خوشحالی بی مورد


زرتنگ ، تمسخر زرنگی


اوفِی ،کنایه از خنک شدن دل


چِکِنه ، چسبنده


دیونه ،دیوانه


هاشپت ،آدم مشنگ


سِوُ ،جدا کردن


علیحدّه،به طور جداگانه


اُوزون ،آویزان


پتی ،برهنه ، لخت


اُرسی ،کفش


کُتُو خونه،مکتبخانه


دسّک ،دفتر


قایِم، محکم، پنهان


تِنگ ،محکم


دمِ رُو ، روُدار ،پشت سر هم ،پیوسته


سِوِر ،استوار ،مقاوم ،پیگیر


سلو سلو ،آهسته آهسته


دَلّی ،سطل


جَلد ،سریع


کِر ،گوشه


وَر ،طرف ، بر


وِِر ،زِر


ونگه ،نق زدن،گریه کردن


همبر ،همبرگر


ادغام، حذف، کاهش، افزایش، قلب


خاکستر ،خاکسر


دسته ،دسه


دزدی ،دزی


مهر ،مر


زعفران ،زفرون


آینه ی ،اُینه


دست ،دس


ماست ،ماس


تسبیح ،تسبی


نهایت ،نایت


شنبه ،شمبد


غربال ،غلبال


نقش ،نخش


اطواری ،اطفاری


بشوی ،بوشور


بیعانه ،بیونه


لگد ،لقت


صبح ،صب


طهارت ،طارت


اسهال ،اسال


سم ،سمب


باباقوری ،بابقلی


کلاه ،کالُ


استاد ،اُسّوُ


شوهر ،شوور


ترشح ،ترشا


شلوغ ،شُلُغ


پشه ،پخشه


از اینها ،ازنُ


یک مقدار کم ،یِی آهارکی ،یِی چُسکی،


آدم مظلوم ،زُم بَسِه


ضرب المثل

میگمش راسش بُوگو دوسم می داری

میگه وُی ها


میگمش پس ای باخوام پا پیش می ذاری

میگه وُی ها


میگمش قول و قرار با کسی نداری

میگه وُی نه


میگمش نه پس بیام به خواسگاری

میگه وُی ها


میکنی رو حرف و قولت پافشاری

میگه وُی ها


میگمش آقات چیطو

اگر او هم باز بگه نخیر.


میتونی تو رو آقاتم دلیل بیاری

میگه وُی ها


میگمش تو قوم و خویشا کسی هس

که ای چیا شد


بکنه تو روز مبادا توره یاری

میگه وُی ها


میگمش اگر نخواسن

من وتو بهم برسیم


تو بروی من میکنی گریه و زاری

میگه وُی ها


میگمش با ای همه اوضا ینیترکم میکنیروزی روزگاری

میگه وُی ها


میگمش نپس بزار همه ی اینانه

برم از دلُم بُپرسَم


بیبینم با ای همه حسنای که تو داری

میگه وُی ها








بازدید سایت خود را میلیونی کنید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  ساخت وبلاگ   |   Telegram SMM Panel   |   ساخت وبلاگ حقوقی   |   خرید آنتی ویروس   |   مودم اینترنت  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


✕ ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ مشاهده